X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

شبهه در رعایت نوبت زنان

سه‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 03:32 ب.ظ

  برخی ادعا میکنند که طبق نص صریح قرآن(احزاب:51) حضرت محمّد(ص) اجازه داشته است که بین زنانش به تساوی رفتار نکند و وقت خود را به صورت مساوی بین آنها تقسیم ننماید. در زیر به بررسی این شبهه میپردازیم:  

 

اولاً بهتر است با ماجرای نزول این آیه آشنا بشویم: به گفته مفسران وقتى بعضى زنان پیغمبر(ص) روى همچشمى و حسادت حضرت را آزردند و نفقه بیشترى مى‏خواستند و پیغمبر(ص) از آنها کناره گرفت و آیه تخییر [آیات 28 و 29 از سوره احزاب‏] نازل شد. پیغمبر (ص) مأمور گردید به زنانش پیشنهاد نماید که بین دنیا و آخرت یکى را برگزینند و آنها که دنیا را برگزینند طلاق دهد و آنها که خدا و رسول اللّه (ص) را برگزیدند «امّ المؤمنین» نامیده شدند و از ازدواج بعد از پیغمبر (ص) براى همیشه ممنوع گردیدند و پیغمبر (ص) هر کدام را مایل بود نزد خود جا دهد و نوبت هر یک را خواست به تأخیر اندازد، و زنان پیغمبر (ص) راضى شدند بر اینکه صاحب نوبت باشند یا نباشند، و اینکه برخى از لحاظ نفقه و معاشرت امتیاز داشته باشند، هر طور پیغمبر (ص) بخواهد عمل کند. و همگى رضایت دادند و البته پیغمبر (ص) با آن وسعت نظر و اختیار که خدایش داده بود همه را بهره برابر قرار داد.(اسباب النزول، ترجمه ذکاوتی، ص 190-189) پس تا اینجا مشخص است، که زنان مجبور به قبول شرایط نبودند و میتوانستند طلاق بگیرند و مشخص است که زنان پیامبر رضایت هم داشته اند، پس ظلمی به زنان پیامبر نشده است.

  

ثانیاً مفسرین در معنى و مراد از این جمله اختلاف نظر دارند: بعضى گفتند اختیار طلاق و نگاهدارى، بعضى گفتند اختیار در قسمت چون حضرت مقرر فرموده بود هر شب قسمت یکى از زوجات باشد و نزد او برود، بعضى گفتند اختیار قبول هبه از بعض و عدم قبول بعضى‏، برخى گفتند اختیار در ازدیاد نفقه نسبت به بعضى دون بعض.(تفسیر اطیب البیان، ج10، ص519) و برخی مفسرین هم به برداشتهای مختلف که در بالا آمد، اشاره کرده اند(بیان السعادة، ج11، 479-478؛ تفسیر المیزان، ج16، ص504؛ جوامع الجامع ،ج‏5 ،ص143؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن ،ج‏20 ،ص157-156؛ تفسیر أحسن الحدیث ،ج‏8 ، ص381؛ تفسیر نور ،ج‏9 ،ص387) پس مشخص است که اساساً این برداشت که این آیه به پیامبر اجازه داده است که نوبت زنانش را، پس و پیش کند، برداشتی نیست که مورد قبول تمام مفسّران باشد، بلکه گروهی نیز از آن برداشتهای دیگری کرده اند. در واقع فعل «ترجی» که از «ارجأ» میاید و در ترجمه ها «به تأخیر انداختن» معنی شده است، در برخی ساختارهای نیز به معنای به حال تعلیق در آوردن است، برای مثال «ارجأ تنفیض حکم» یعنی «اجرای حکم را معلق گذارد»(المورد، ص52) و نیز با معنای به تأخیر انداختن، میتواند به کنایه به معنای ردّ و نپذیرفتن باشد(تفسیر المیزان، ج16، ص504)

   چنانکه در بالا آمد، این جمله میتواند در مورد پذیرش یا عدم پذیرش هبه باشد، یعنی پذیرفتن یا نپذیرفتن زنانی که درخواست ازدواج بدون مهریه با پیامبر داشتند(انوار درخشان، ج13، ص147)؛ این برداشت زمانی قابل قبولتر میشود که به آیۀ پیشین توجه کنیم، آن آیه به بحث هبه اشاره میکند: «وَ امْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبىِ‏ِّ إِنْ أَرَادَ النَّبىِ‏ُّ أَن یسْتَنکِحَهَا خَالِصَةً لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِین‏» و سپس در ابتدای این آیه، این جمله در مورد مختار بودن پیامبر، مطرح میشود.

  و در مورد به آزاد بودن در طلاق دادن یا نگه داشتن زنان نیز مجمع البیان در ذیل جمله "تُرْجِی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِی إِلَیکَ مَنْ تَشاءُ" از امام ابى جعفر، و امام صادق (ع) نقل کرده که فرمودند: هر یک را که رسول خدا (ص) ارجاء مى‏کرد در حقیقت طلاقش داده بود، و هر یک را که منزل مى‏داد نگهش داشته بود(تفسیر المیزان، ج16، ص504، به نقل از مجمع البیان،ج 8 ،ص 367). تفسیر شریف لاهیجی هم میگوید: یعنى با وجود اختیار زنان تو را تو مختارى در نگاهداشتن و در طلاق دادن ایشان. ایواء بمعنى جاى دادنست و الیک متعلق است بآن باعتبار تضمین معنى ضم و تقریب. على بن ابراهیم بواسطه تایید این تفسیر حدیث حضرت صادق علیه السّلام را آورده که آن حضرت فرموده‏ «من آوى فقد نکح و من ارجى فقد طلق»و در کافى‏ «و من ارجى فلم ینکح» است و مراد از نکاح نگاهداشتن و ترک طلاق است‏ (تفسیر شریف لاهیجی ،ج‏3 ،ص649). تفسیر صفی هم این آیه را به حق طلاق دادن یا نگه داشتن زنان تفسیر کرده است(تفسیر صفی ،ص598) پس برداشت از این آیه به اینکه پیامبر میتواند هر یک از زنانش را که خواست طلاق بدهد و هر یک را خواست نگه بدارد، نیز قابل توجه است.

  

  ثالثاً اگر برداشت کنیم که پیامبر حق تأخیر در نوبت برخی زنانشان را داشتند، باید توجه کنیم که: یک رهبر بزرگ الهى همچون پیامبر صلّى اللّه علیه و آله آن هم در زمانى که در کوره حوادث سخت گرفتار است، و توطئه‏هاى خطرناکى از داخل و خارج براى او مى‏چینند، نمى‏تواند فکر خود را زیاد مشغول زندگى شخصى و خصوصیش کند، باید در زندگى داخلى خود داراى آرامش نسبى باشد تا بتواند به حل انبوه مشکلاتى که از هر سو او را احاطه کرده است با فراغت خاطر بپردازد. در عین حال گاه اختلاف میان همسران و رقابتهاى زنانه متداول آنها، طوفانى در درون خانه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بر مى‏انگیخته، و فکر او را به خود مشغول مى‏داشته است؛ اینجاست که خداوند یکى دیگر از ویژگیها را براى پیامبرش قائل شده، و براى همیشه به این ماجراها و کشمکشها پایان داد، و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را از این نظر آسوده خاطر و فارغ البال کرد و چنانکه در آیه مى‏خوانیم فرمود: (موعد) هر یک از این زنان را بخواهى مى‏توانى به تأخیر اندازى و هر کدام را بخواهى نزد خود جاى دهى» (تُرْجِی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِی إِلَیکَ مَنْ تَشاءُ) مى‏دانیم یکى از احکام اسلام در مورد همسران متعدد آن است که شوهر اوقات خود را در میان آنها بطور عادلانه تقسیم کند، و از این موضوع در کتب فقه اسلامى به عنوان «حق قسم» تعبیر مى‏کنند؛ یکى از خصایص پیامبر صلّى اللّه علیه و آله این بود که به خاطر شرائط خاص زندگى، رعایت حق قسم به حکم این آیه از او ساقط بود؛ هر چند او با این حال حتى الامکان مساوات و عدالت را رعایت مى‏کرد.(برگزیده تفسیر نمونه، ج3، ص624-623)

تفسیر احسن الحدیث نیز اینگونه توضیح میدهد: این مطلب ظاهرا به دو علّت است اول اینکه آن حضرت روى مصالح اسلامى آن زنان را گرفته بود(که توضیحش در بحث تعدّد زوجات پیامبر مطرح شد.) دوم اینکه آن حضرت مشغول تشکیل حکومت و جنگها و سائر کارهاى اسلامى بود، مجال آن را نداشت که این مسائل را میان آن همه زن مراعات فرماید روایت شده که مخارج یک ساله آنها را یک جا پرداخت مى‏کرد تا وقفه‏اى در کارهاى دیگرش حاصل نشود.(تفسیر أحسن الحدیث ،ج‏8 ، ص381)

 

 

رابعاً باز با برداشت به اینکه این آیه پیامبر را در رعایت نوبت زنان آزاد گذاشته است، باید عرض کنیم: با آنکه خداى رسول را در ارجاء و ایواء رخصت فرمود آن حضرت در میان ایشان تساوی را نگاهداشت، مگر سوده که رسول صلّى اللَّه علیه و آله خواست وى را طلاق دهد و او حق خود را از نفقه و کسوه ترک کرد و نوبت خود به عایشه داد، چنان که در زاد المسیر گفته که میان همه ازواج غیر از سوده که نوبت خود را به عایشه بخشیده بود، تا آخر عمر رعایت قسمت میفرمود.(تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین ،ج‏7 ،ص311)

  تفسیر نور نیز در این مورد میگوید: اجراى عدالت در میان همسران واجب است، و لکن پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله به دلیل مشکلات فراوان و جهاد با دشمنان و تلاش براى جامعه، از طرف خداوند مجاز بود که موعد همسران خود را تغییر دهد، به جاى این که هر شب در منزل یکى از آنان باشد، چند شب پیاپى در یک جا بماند، بعد چند شب دیگر منزل دیگرى باشد]مستفاد از حدیثى در کافى ،ج 5 ،ص388[.(تفسیر نور ،ج‏9 ،ص387)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo