X
تبلیغات
رایتل

شبهه سازی از مجرای باستانگرایی

جمعه 18 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 03:55 ب.ظ

  شبهه سازیها، دو دسته هستند، برخی سعی می کنند کلّیت اسلام را نفی کنند، برخی سعی می کنند ضمن ردّ اسلام، جایگزینی نیز برای آن معرفی کنند.



  یکی از این جایگزینها، که از سوی اسلامستیزان غربی معرفی شده است، و امروزه توسّط کسانی که به دست آنها گمراه شده اند، در جامعه طرح می گردد، باستانگرایی است.



  باستانگراها سعی عجیب و وافری در بزرگنمایی ایران باستان دارند، و البته مستشرقین غربی هم که سعی دارند و مردمان کشورهای اسلامی به خصوص ایران، مصر و سوریه را به دوران پیش از اسلام ممالکشان متمایل سازند، در این بزرگنماییها نقش فراوانی دارند. پس از این بزرگنماییها، این افراد سعی می کنند به مردمان کشورهای اسلامی، بقبولانند که تمام بدبختیهای کشورشان مربوط به ورود اسلام به مملکتشان است. در پاسخ به این افراد همواره باید به یادآوری کنیم که دارند در مورد ایران باستان بزرگنماییهای زیادی می کنند، و در ایران باستان نیز ایرانیان دشواریهای زیادی داشته اند که در تاریخ نیز ذکر شده است، و در مباحث جلسات بعد، به امید خدا مطرح خواهند شد، و همچنین سختیهای امروز کشورهای اسلامی، بخاطر اسلام نیست، بلکه بخاطر دوری از اسلام است، چرا که مسلمانان 12 قرن به اسلام عمل کردند و ابرقدرتهای جهان بودند، و وقتی از آن دور شدند و در برابر فرهنگ غربیها سر تسلیم فرود آوردند به این روزگار افتادند.



  باستانگراها، سعی عجیبی دارند که کوروش کبیر را در برابر حضرت محمّد(ص) قرار بدهند و به افراد ناآگاه بقبولانند که باید به جای حضرت محمّد(ص)، کوروش را برای خود الگو قرار بدهند. در زیر به مواردی از سخنان و ادعاهای این افراد اشاره می کنیم:


  مثلاً برای تبلیغ کوروش در برابر پیامبر، می گویند: «کوروش هخامنشی، بزرگمردی که ادعای پیامبری نکرد.» در اینجا سعی می کنند به مخاطب تلقین کنند که بزرگی کوروش به خاطر این است که ادعای پیامبری نکرده است، و متعاقب آن به صورت غیرمستقیم، کسانی که ادعای پیامبری کرده اند و در نتیجه حضرت محمّد(ص) را محکوم کنند. در پاسخ به سخن این افراد، باید عرض کنیم که اوّلاً بسیاری از شاهان و سلاطین دیگر، مثل نرون، چنگیز و تیمور نیز ادعای پیامبری نکردند، پس کوروش از این حیث هیچگونه برتری به این افراد ندارد. ثانیاً ادعای پیامبری داشتن یک امر بد نیست، مهم راست و دروغ بودن این ادعاست، که در مورد حضرت محمّد(ص) با این همه معجزه، و توفیقی که خداوند نصیب دین ایشان نمود، و دشمن را در نابودی آن ناموفق ساخت، نمی توان این معجزه را دروغ دانست.


  مورد دیگر این است که می گویند کوروش یهودیان را از دست بابلیها نجات داد، ولی حضرت محمّد(ص) با یهودیان جنگید و شبهاتی را که در جلسه پیشین در موردشان توضیح دادیم را پیرامون این جنگها مطرح می کنند. در پاسخ به این سخن نیز عرض می کنیم که اوّلاً یهودیان با حضرت محمّد(ص) دشمنی کردند و توطئه کردند و قصد نابودی حضرت را داشتند، پس حضرت با آنها جنگید ولی علیه کوروش کاری نکردند، پس کوروش با آنها نجنگید؛ ثانیاً کوروش برای نجات یهودیان به بابل حمله نکرد، او بدون شک قصد کشورگشایی داشت؛ ثالثاً حضرت محمّد(ص) به هیچ جایی بی دلیل حمله نفرمودند، ولی به شهادت تاریخ، کوروش بدون اینکه بابل کاری بر علیه او کرده باشد، حمله نمود و دلیل هجومش به ارمنستان هم بنا به گزارش گزنفون، این بود که شاه ارمنستان، مالیاتش را دیر پرداخت کرده بود.


  مورد دیگری که این افراد مطرح می کنند، این است که دست به عوافریبی می زنند، و نظر به اینکه این روزها در ایران و جهان، بحثهای فمینیستی داغ است، می گویند «کوروش یک زن داشت، ولی حضرت محمّد(ص) تعداد زیادی زن داشته است»! در پاسخ به این افراد عرض می کنیم که اوّلاً حضرت محمّد(ص) بین 11 تا 20 داشتند، ولی همانطور که قبلاً در جلسه پنجم توضیح دادیم، این ازدواجها برای شهوترانی نبودند که اگر بودند حضرت باید به دنبال دوشیزگان و زنان زیبا می رفتند، امّا ایشان زنانی پیر و فرتوت را به زنی گرفتند و هدف از ازدواجها بیشتر آزادی زنان اسیر، نجات زنانی که ممکن بود در اثر فقر مجبور شوند به میان خانوادۀ کافر خویش بازگردند، و ایجاد الفت بین طوایف عرب، جهت ممانعت از جنگ افروزی آنها بود. ثانیاً اینکه کوروش یک زن داشت، بیشتر باید بخاطر این باشد که او مدام در حال جنگ با کشورهای همسایه بود، و در نتیجه فرصتی برای تعدّد زوجات نیافت. ثالثاً کوروش هر چند یک زن داشته است، ولی بنا به شواهد تاریخی ازدواج با محارم نموده است، زیرا او نوۀ آخرین شاه ماد بود، و با دختر او ازدواج کرد، پس عملاً با خالۀ خویش وصلت نموده است.


  مورد دیگری که این افراد مطرح می کنند این است که «وقتی ماندانا، زیباترین زن آسیا را نزد کوروش آوردند، او چون فهمید که او شوهر دارد، او را نگاه داشت تا به دست شوهرش برساند؛ ولی حضرت محمّد(ص) با صفیه که اسیر شده بود و شوهرش کشته شده بود، ازدواج کردند.» در پاسخ به این سخنشان هم عرض می کنیم که اوّلاً در مورد صفیه همانطور که توضیح دادیم بر اساس اسناد تاریخی پیامبر او را آزاد فرمودند و بعد به عقد خویش در آوردند، و اگر اجباری در کار بود، نیازی به آزاد کردنش و صیغۀ عقد نبود، زیرا او یک کنیز بود که فقط یک صاحب داشت و برای پیامبر مثل یک همسر حلال بود، ولی پیامبر او را آزاد فرمودند و بعد عقد کردند و اینجا مشخص است که او رضایت داشته است، زیرا عقد باید با رضایت طرفین باشد، و نه با اجبار و یا ترس. همچنین توضیح دادیم که بر اساس اسناد تاریخی صفیّه ایّام عدّه را نگه داشت و بعد به عقد پیامبر در آمد، و البته وقتی اسیر شده بود، صورتش از سیلی شوهرش کبود بود، پس نه شوهر پیشین صفیه مردی دلچسب بود، و نه خود او از ازدواج با پیامبر ناراضی بود، تا جایی که به گزارش تاریخ، او خودش مسلمان هم شد. ثانیاً در مورد اینکه ماندانا زیباترین زن آسیا بود، ما سؤال می کنیم که شما از کجا می دانید که او زیباترین زن آسیا یا بابل بوده است؟ آیا او با تک تک زنان مقایسه شده بود؟ بدون شک این هم از افسانه سازیهایی است که پیرامون کوروش به عنوان یک شاه بزرگ شده است. ثالثاً بنا به گزارش کتسیاس، کوروش برای اینکه جای آخرین شاه ماد را که پنهان شده بود را بیابد، دختر و داماد او و کودکانشان را شکنجه کرد، و بعد از به چنگ آوردن شاه، داماد او را کشت و با دخترش ازدواج کرد.


بحث دیگری نیز که مطرح می کنند این است که کوروش به دین مردمان احترام می گذاشت، ولی حضرت محمّد(ص) به دینهای دیگر احترام نمی گذاشت. در پاسخ به این فرمایش این افراد عرض می کنیم که اوّلاً حضرت محمّد(ص) به عنوان یک پیامبر الهی حق نداشتند دینهای باطل آن روز مثل بت پرستی، ثنویت، و گونه های بسیار تحریف شدۀ مسیحیت و یهودیت که پیروانشان خود را فرزندان خدا میدانستند، تأیید نمایند، ولی آنها را در مسلمان شدن نیز اجبار ننمودند. حتی بت پرستان نیز موظّف به مسلمان شدن نبودند، ولی احترام گذاشتن به عقاید آنها، تأیید کار باطل آنها، و گمراهی بزرگی بود که آنها در آن دست و پا می زدند، اتفاقاً این امر مؤید الهی بودن راه پیامبر است، زیرا خدا محال است راههای غلط و ناصحیح را تأیید فرماید. ثانیاً اینکه کوروش که به هر سرزمینی می رود دین آنها را تأیید می کند، و حتی در گلنوشتۀ خویش در بابل، می نویسد که به خدایان بابل ارادت دارد، و مردوک را عامل پیروزی خویش می داند، نشانگر دورو بودن این فرد است.



  هر چند ما باید کشور خود و تاریخمان را دوست داشته باشیم، ولی این دوست داشت نباید به شکلی افراطی باشد، و باعث شود که بخاطر ملّیتمان، حقیقت را زیر پا لگدکوب کنیم.




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo