X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

قرائتهای قرآن

یکشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:09 ب.ظ

 

پرسش: آیا قرآن، نسخه ها و روایتهای مختلفی دارد؟

 

  قرآن، به اجماع مسلمین و زیر نظر اصحاب، در همان ابتدا جمع آوری گردید، چنانکه در بحث سندیت قرآن این مسئله را با ذکر سند تاریخی توضیح دادیم. آنچه که در این بین مختلف بوده است، نوع قرآن است و همچنین برخی افراد عبارات توضیحی در بین جملات قرآن قرار داده اند و در قرائتشان باقی مانده است، که البته نظر به اینکه قرآن اوّلیه و اجماعی در دست است، توضیحی بودن این عبارات مشخص و آشکار است. اگر از چهارده روایت قرآن سخن گفته می شود، منظور روایت شدن قرآن از یکی از چهارده قاری است.

 

 

پرسش: دلیل اختلاف بین قرائات قرآن، چیست؟

 

  در زمان کتابت قرآن خط عربى ویژگى‏ هاى خاصى داشته که همین ویژگی ها یکی از عوامل مهم در شکل گیری قرائت های متعدد است. از جمله این ویژگی ها موارد زیر را می توان نام برد:


1-ابتدایى بودن خط:


  در جامعه عربى آن روز، خط در مراحل ابتدایى خود به سر مى‏ برد. از این ‏رو اصول آن استوار نشده بود و مردم عرب فنون خط و روش نوشتن صحیح را نمى‏ دانستند. هنوز آثارى از آن در رسم الخط کنونى باقى است. در آن رسم الخط کلمه به شکلى نوشته مى‏ شد که به چند وجه قابل خواندن بود. نون آخر کلمه را به شکلى مى‏ نوشتند که با «ر» فرقى نداشت و نیز شکل «و» با «ى» یکى بود. چه بسا، میم آخر کلمه را به شکل «و» و «د» را به صورت کاف کوفى و عین وسط را به شکل «ه» مى‏ نوشتند.


2-بی نقطه بودن حروف‏:


  یکى از عواملى که در قرائت قرآن مشکلات فراوان ایجاد مى‏ کرد، بى‏ نقطه بودن حروف معجمه(نقطه‏دار) و جدا نساختن آن از حروف مهمله(بى‏ نقطه) بود. لذا میان «س» و «ش» در نوشتن هیچ فرقى نبود. همچنین میان «ب» و «ت» و «ث»، «ج» و «ح» و «خ»، «ص» و «ض»، «ط» و «ظ»، «ع» و «غ»، «ف» و «ق»، «ن» و «ى «خواننده باید از دقت در معناى جمله و ترکیب کلامى تشخیص دهد که حرف موجود، جیم است یا حا یا خا و ...


3-خالى بودن خط از علائم و حرکات‏:


  در مصاحف اولیه کلمات عارى از هرگونه اعراب و حرکات ثبت مى‏ شد. وزن و حرکت اعراب و بناى کلمه مشخص نبود، لذا براى خواننده غیرعرب مشکل بود تا تشخیص دهد وزن و حرکت کلمه چگونه است. و حتى براى کسانى که با زبان عربى آشنا بودند دشوار بود تا بدانند هیأت کلمه چگونه است. مثلا: «اعلم» فعل امر است یا فعل متکلم مضارع و یا احیانا افعل التفضیل و یا ماضى از باب افعال.


4-نبودن الف در کلمات‏:


  یکى دیگر از عواملى که در رسم الخط مشکل مى‏ آفرید، نبودن الف در رسم الخط آن روز است. خط عربى کوفى از خط سریانى نشأت گرفته است. در خط سریانى، مرسوم نبود که الف وسط کلمه را بنویسند و آن را اسقاط مى‏ کردند. چون قرآن در ابتدا با خط کوفى نگاشته مى‏ شد، الفهاى وسط کلمه را نمى‏ نوشتند.


  بنابراین اختلافات قرائات معلول مسائلى طبیعى از جمله نقصان رسم الخط عربى بوده است. و به جهت رفع این مشکلات، به تدریج اصلاحاتى در حوزه رسم الخط آن به وجود آمده است.[1]

 

  در رسم الخط ابتدایی عربی، نقطه و علامات اعجام(حرکت و سکون و تشدید و...) وجود نداشت. حروف با و تا و ثا و... شباهت زیادی به هم داشتند. با این وجود این حروف علامت های مشخصه داشتند. با همه شباهت ها در همه قرآن فقط موارد محدودی اشتباه حروف برای تلاوت کنندگان پیش آمده، برای این که اشتباهات گسترده نشود، به ابداع نقطه و حرکت ها و علامت ها همت گماشتند تا کمترین تغییر در اثر گذر زمان در قرآن حاصل شود.

 

 

 

پرسش: قرآن فعلی که بین مسلمین وجود دارد، از کدام قاری است و چرا؟

 

  به نظر عده ای از عالمان اسلام قرائت های هفتگانه یا دهگانه، همگی به تواتر نقل شده و حجت اند، ولی عالمان شیعه و بسیاری از عالمان اهل سنت معتقدند تمام این قرائت ها متواتر و فراوان از رسول خدا نقل نشده اند، بلکه بعضی از آن ها اجتهاد خود قاریان بوده است. تنها قرائت هایی حجت اند که به نقل متواتر و فراوان به دست ما رسیده باشند. مطلب مهمی که باید دقت شود، اینکه قرآن است که به نقل متواتر به ما رسیده، متواتر بودن آیات قرآن با متواتر بودن یا نبودن قرائت ها ربطی به هم ندارد. هیچ منعی ندارد که قرآن متواتر باشد، ولی قرائت ها متواتر نباشند، زیرا قرآن بر قلب پیامبر نازل شد. پیامبر آن را بر مردم تلاوت کرد. نویسندگان متعدد که تعدادی از جانب پیامبر وظیفه داشتند و تعداد فراوان دیگر به اراده و عشق و علاقه خود به نوشتن آیاتی که از رسول خدا می شنیدند، همت گماشتند. با آن رسم الخط ابتدایی آنچه می شنیدند، می نوشتند. بنابراین ممکن است همه مسلمانان بر وجود کلمه ای در قرآن اتفاق نظر داشته باشند، ولی در نحوه خواندن آن با هم اختلاف اندک داشته باشند، همچنان که همه بر اصل اشعار متنبی، شاعر معروف عرب، اتفاق دارند، ولی در بعض الفاظ اختلاف دارند.

 

  قرائت حفص از عاصم یگانه قرائتى است که داراى سندى صحیح و با پشتوانه قرائت اکثریت مسلمین استحکام یافته است. این قرائت در طىّ قرون پى ‏در پى تا امروز همواره میان مسلمانان متداول بوده و هست و تداول آن به چند سبب برمى‏ گردد[2]:


1. سبب اوّل، این است که قرائت حفص همان قرائت عامه مسلمانان است، زیرا حفص و استاد او عاصم شدیدا به آنچه که با قرائت عامّه و روایت صحیح و متواتر میان مسلمانان موافق بود، پایبند بودند. این قرائت را عاصم از شیخ خود ابو عبد الرحمان سلمى و او از امام امیر المؤمنین(ع) اخذ کرده است و حضرت علی (ع) به هیچ قرائتى جز آنچه با نصّ اصلى وحى که میان مسلمانان از پیامبر (ص) متواتر بوده، قرائت نمى‏ کرده است. این قرائت را عاصم به شاگرد خود حفص آموخته است. از این رو در تمامى ادوار تاریخ مورد اعتماد مسلمانان قرار گرفت و این اعتماد عمومى صرفا براى این جهت بود که با نصّ اصلى و قرائت متداول بین مسلمانان، توافق و تطابق داشته است تا جایى که گفته شد قرائت حفص، قرائت عامه مسلمانان نیست؛ بلکه قرائت عامه مسلمانان، قرائت حفص است.


  ممکن است گفته شود پس چرا این قرائت را به حفص نسبت دادند؟! در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که نسبت این قرائت به حفص، به این معنا نیست که این قرائت مبتنى بر اجتهاد حفص است بلکه این یک نسبت رمزى است براى تشخیص این قرائت و قبول قرائت حفص به معناى قبول قرائتى است که حفص اختیار کرده و پذیرفته است؛ زیرا این قرائت از اول بین مسلمانان متواتر بوده است.

 

2. سبب دیگر این است که عاصم در بین قراء معروف به خصوصیات و خصائلى ممتاز بوده که به او شخصیتى قابل توجه بخشیده است، وى ضابطى بى‏ نهایت استوار و در اخذ قرآن از دیگران محتاط تر بوده است و لذا قرائت را از کسى غیر از ابوعبدالرحمن السلمى که از على علیه السّلام فرا گرفته بود اخذ نمى‏ کرد و آن را به زر بن حبیش- که قرائت را از ابن مسعود آموخته بود- عرضه مى‏ کرد، لذا در تمام دوره‏ هاى تاریخ، قرائت عاصم، قرائتى بوده که بر همه قرائت ها، ترجیح داشته و بین عامه مسلمانان، رواج داشته و همگان بدان توجه داشتند.

 

به عنوان نمونه به بعضى از کلمات بزرگان فن اشاره مى‏ کنیم تا روشن شود که مسلمانان عمدتا به قرائت عاصم عمل مى‏ کردند و به بقیه قرائات در کنار آن اشاره مى‏ کردند:


قاسم بن احمد خیاط که از افراد حاذق و مورد وثوق بود و در سال 292 درگذشت، در قرائت عاصم امام به شمار مى‏ آمد و از این جهت مردم اتفاق بر آن داشتند تا قرائت او را بر دیگر قرائت ها ترجیح دهند.[3]


  در اول قرن چهارم، در جلسه درس ابن مجاهد قارى بغداد، پانزده تن متخصّص قرائت عاصم، وجود داشته و ابن مجاهد تنها این قرائت را براى آنان تشریح مى‏ کرد.[4]


  نفطویه ابراهیم ابن محمد، متوفاى 323 که پنجاه سال آموزش قرائت قرآن را به عهده داشت، هر وقت که درس خود را آغاز مى‏ کرد، قرآن را به قرائت عاصم مى‏ خواند و آن وقت به قرائت هاى دیگر اشاره مى‏ کرد.[5]


  امام احمد حنبل نیز قرائت عاصم را بر دیگر قرائت ها ترجیح مى‏ داد؛ زیرا مردم کوفه که اهل علم و فضل بودند، قرائت عاصم را پذیرفته بودند.[6]


  تمام ائمه قرائت کوشش کردند که اسناد قرائت خود را به روایت حفص و قرائت عاصم متصل کنند، امام شمس الدین ذهبى مى‏ گوید: بالاترین چیزى که براى ما رخ داده، وجود قرآن کریم از طریق عاصم است و عاصم از ابو عبد الرحمن السلمى و او از على علیه السّلام و از زر بن حبیش و او از ابن مسعود گرفته است و آن ها از نفس پیامبر و پیامبر از جبرئیل و به واسطه او از خدا گرفته است.[7]


 ابن شهر آشوب، متوفاى 588 ه ق، در کتاب «مناقب آل ابوطالب» فرموده است:


  عاصم قرائت را از ابو عبد الرحمن السلمى فرا گرفته که او هم قرآن را نزد امام على علیه السّلام قرائت کرده است و از اینجاست که گفته‏ اند: «افصح القراات قرائة عاصم؛ یعنى: شیواترین قرائت ها قرائت عاصم است»؛ زیرا او قرائت اصلى را آورده است.[8]


  امروزه نیز، جهان اسلام تقریبا بر قرآن به روایت حفص از عاصم اتفاق کرده، این قرائت چاپ و نشر یافته، فقط در کشور های اسلامی آفریقا قرآن به روایت ورش از نافع چاپ شده و نشر یافته، بقیه قرائت ها متروک شده است.

 

پیرامون اینکه آیا اختلافات بین قرائات، با عدم قرآن منافاتی ندارند، در بحث بعدی، سخن خواهیم گفت(برای خواندن آن اینجا کلیک کنید.)

 

 



[1] آیت الله معرفت، علوم قرآنی، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید، 1381ش.

[2] آیت الله معرفت، التمهید فی علوم القرآن ، قم، مؤسسة النشر الاسلامى‏ ، 1415ق، ج‏2، ص: 245

[3] همان، ص 246.

[4] همان.

[5] همان.

[6] همان.

[7] همان، ص 247.

[8] ابن شهر آشوب، المناقب، قم، مؤسسه انتشارات علامه ، 1379ق، ج : 2 ، ص  43.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo