اعجاز تحدی قرآن

یکشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:06 ب.ظ

قرآن می فرماید:

«و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم ان کنتم صادقین؛ اگر در آنچه بر بنده مان نازل کرده ایم شک دارید، پس سوره ای مانند آن بیاورید و شاهدان خودتان را به قضاوت و تایید همانندی آن با قرآن، فرا بخوانید اگر راست می گویید!».(بقره:23)
با توجه به این آیه معلوم می شود قرآن داوری مشخص برای ارزیابی معرفی کرده و آن "جمع سخندانان و سخن شناسانی است که صلاحیت این قضاوت را دارند، حتی اگر مومن به قرآن هم نباشند".

  وقتی که منکران وحیانیت قرآن متنی به خیال خود مثل قرآن آوردند، باید آن را به عالمان و سخن شناسان منصف که مورد قبول خودشان و دیگران باشند و حرفشان از روی انصاف باشد، ارائه کنند. همیشه در جامعه افرادی هستند که با این که مشرک یا کافر هستند، ولی هم سخن شناس هستند و هم منصف و حرفشان برای دیگران حجت است.

  اگر تا امروز و در آینده فرد یا گروهی سوره ای در مقابله با قرآن بیاورد و گروه های زبانشناس و منصف دنیا این همانندی را تأیید کنند، طبیعی است که اثر خود را خواهد گذاشت و هم کافران به آسمانی نبودن قرآن یقین خواهند کرد و هم مؤمنان به آسمانی بودن آن شک خواهند نمود هر چند که عالمان اسلام همانندی را انکار کنند.

 

 

  اما تحدی قرآن به چندین جهت است هم فصاحت و بلاغت که اولین جهت اعجاز قرآن بود که عرب حجاز با آن مواجه شد. هم به این که حق محض است و باطل را بدان هیچ راهی نیست:
«لا یأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ ؛ (فصلت:42) هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آید؛ چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! ».

هم هیچ اختلافی در صدر و ذیل آن نیست:

«أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً ؛ (نساء:82) آیا درباره قرآن نمى‏اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتند».

هم آورنده آن یک فرد امی و درس ناخوانده و مکتب و تعلیم ندیده بوده است:

«وَ ما کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمینِکَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ ؛ (عنکبوت:48) تو هرگز پیش از این کتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چیزى نمى‏نوشتى، مبادا کسانى که در صدد (تکذیب و) ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند».

 

  خلاصه قرآن کتاب هدایت و معرفت است و کسی که می خواهد با قرآن معارضه کند، باید سخنی بیاورد که هم سخنی معرفتی و هدایتی و پر محتوا باشد، هم حق محض باشد و هم از گیرایی و جذابیت کلامی فوق العاده برخوردار باشد و هم از اختلاف و تناقض دور بوده و صدر و ذیل آن تصدیق کننده هم باشد.

 

 

 

مخالفین اسلام چه می گویند؟

 

 

مخالفان اسلام برای مقابله با این وجه اعجازی قرآن، تلاش بسیاری نموده اند:

 

 

اوّلین گام مخالفان اسلام، این است که سعی می کنند چیزی شبیه به قرآن بیاورند، ولی خب در این مورد چیز قابل توجّه و ارزشمندی از آنها صادر نشده است، و آنچه می آورند با هیچیک از معیارهای بالا همخوان نیست.  اوّلین تلاش در این زمینه را شاید مسیلمۀ کذّاب، که در زمان پیامبر ادعای پیامبری نمود، کرده باشد. او سعی کرد یک سوره مثل قرآن بیاورد و آن سوره این بود: «الفیل، ما الفیل، ما ادراک ما الفیل، له خرطوم طویل» یعنی "فیل، فیل چیست؟ چه دانی که فیل چیست؟ بینی بلندی دارد"، این سوره که باعث تمسخر مسیلمه نیز شد، نه چیز هدایتگری مثل قرآن دارد، و چیز ارزشمندی را بیان می کند. ولی از همۀ اینها بالاتر اینکه مسیلمه آیات ابتدایی سورۀ قارعة را برداشته است و به جای کلمۀ "قارعة"، کلمۀ "فیل" را قرار داده، و سه آیه اوّل را به این شکل بیان نموده و برای آیۀ چهار را نیز یک جملۀ بی معنی که با سه آیۀ قبلی ارتباط دارد، را بیان کرده است. پس یک دزدی ادبی نموده است!

 و آخرین موردی هم که ساخته شده است، کتابی است، به نام "الفرقان الحق" که توسّط مسیحیان عربزبان، نگاشته شده است، که قرار است چیزی شبیه به قرآن باشد! امّا وقتی آیات این کتاب را نگاه کنید، می بینید که جملات مختلف قرآن را از جاهای مختلف آن برداشته است، و با کنار هم قرار دادن آنها، آیات جدیدی را ایجاد نموده است!! که این هم یک آلیاژ از قرآن است و نه یک کتاب مثل قرآن!

  برای توجّه منکرین، نظر به اینکه آنها بیشتر سعی دارند سوره ای مثل سوره های کوتاه قرآن بیاورند، یکی از سوره های قرآن را مثال می زنیم. مثل سورۀ قریش، یا توحید، یا کوثر و موارد دیگر. اگر یکی از این سوره ها را از قرآن خارج کنیم، و قرآن 113 سوره داشته باشد، سورۀ مورد نظر، سوره ای مثل سوره های قرآن هست، ولی در عین حال از هیچ جایی از سوره های دیگر قرآن اقتباس ننموده است، و یک تقلید از قرآن محسوب نمی گردد. زیبایی، هدایتگری و عدم اختلاف و فقدان سخنان باطل را نیز در بر دارد، منکرین اگر راست میگویند چنین سوره ای بیاورند.

 

 

دوّمین گام مخالفین اسلام، این است که پس یک تلاش اوّلیه برای آوردن سوره ای مثل قرآن، تلاش می کنند، به شکلی ناتوانی خود از آوردن سوره مثل قرآن را توجیه کنند، تا حقانیت آنرا انکار نمایند:

 

 

شبهه اوّل: آیا اینکه یک اثر ادبی یا علمی، در بالاترین سطح باشد و کسی نتواند مثل آن بیاورد، آیا این می تواند نشان بدهد که آن اثر از سوی خداست؟ مثلا ادبایی داریم که در یک زمینۀ ادبی بهترین آثار را آورده اند و کسی نتوانسته مثل آنها بیاورد.

در پاسخ می گوییم:

اول این که: به حکم عقل هیچ اثر ادبی یا علمی، آخرین حد و سطح در آن زمینه نخواهد بود؛ زیرا هر اثری تراوش فکر و ذهن و خلاقیت یک یا چند انسان است و عقل می گوید یک یا چند انسان دیگر ممکن است مانند آن یا بهتر از آن را بیاورند و از این رو جهان جایگاه تولد و تولید و ایجاد خارق العاده ها در زمینه های مختلف است. اما معجزات پیامبران از جمله قرآن کار بشر و پیامبر نیست تا به حکم عقل ممکن باشد در آینده یک یا چند نفر با هم بتوانند مانند آن را بیاورند. بلکه کار خدای قادر مطلق است که برای اثبات توحید و نبوت انجام داده و به حکم عقل بشر ضعیف و محتاج به تنهایی یا به کمک هم هیچ گاه نمی تواند کاری مثل آن، انجام دهند.

 

دوم : ارائه اثر کم نظیر یا بی نظیر همیشه به معنای معجزه و خدایی بودن نیست؛ بلکه بشر را خدا بدیع و خلاق آفریده و این اثری بشری است و هیچ کس در بشری بودن آن شک ندارد.
معجزه ، کاری است که از مدعی نبوت و برای اثبات نبوت و ماموریت آسمانی او ظهور می کند. مثل این که به عنوان معجزه و نشانه نبوت و خدایی بودن، حضرت موسی عصایش را اژدها می کند یا حضرت شعیب از دل کوه و صخره سخت، شتر و بچه شتری بیرون می آورد. این کار خدایی است و هیچ بشری به تنهایی یا با کمک هم نمی توانند چنین کاری انجام دهند. اما خلاقیت های افرادی که مدعی نبوت و ماموریت آسمانی نیستند و این خلاقیت را به نشانه و علامت اثبات ماموریت آسمانی ارائه نداده اند، با معجزه ارتباطی ندارد. از این رو اگر این خلاقیت بی نظیر هم باشد و برای ابد هم بی نظیر بماند و هیچ فرد یا جمعی نتواند مثل آن را بیاورد، معجزه و خدایی نیست.  بنا بر این صرف بی نظیر بودن و ناتوانی دیگران از انجام مثل آن، کار را معجزه نمی کند و کسی همن نمی تواند آن را معجزه بنامد، بلکه حتما باید از جانب مدعی نبوت و برای اثبات نبوتش باشد.  بنا بر این بر فرض که غزلیات حافظ از قرآن و معارف قرآنی هیچ بهره ای نگرفته و فقط تراوش ذهن خلاق حافظ باشد و ... ، باز هم این معجزه و از سوی خدا (به معنایی که در معجزه در نظر داریم )، نیست. زیرا خود حافظ دارد اعلام می کند که این تراوش ذهن من است و ادعای دیگران هم که ارزش ندارد.

  بله اگر (به فرض محال) خلاق اثر بی نظیری ادعای نبوت داشته و اثر بی نظیرش را نشانه نبوت معرفی کند و دلایل دروغگویی اش آشکار نباشد و این اثر بی نظیر هم یاور او باشد (که این ها همه محال است؛ زیرا باطل برهان و پایه و اساس ندارد و باطل بودن و دروغ بودنش به راحتی آشکار می گردد. اما بر فرض محال که دلیل و برهانی بر بطلان او نباشد)، بر خداست که این آیت ضلالت را رسوا سازد و به صورتی دروغگویی اش را آشکار کند! هم چنان که وقتی مسیلمه کذاب ادعای نبوت کرد و ادعایش مورد قبول کثیری واقع شد، خدا رسوایش کرد و وقتی مردمی از او خواستند که به مانند پیامبر درون چاه کم آبشان که فقط کمی آب شور داشت، آب دهان بیندازد تا پرآب و شیرین شود و او هم انداخت، خدا همان آب کم و شور را هم خشکاند تا بدانند که این طبیبشان به جای شفا دادن کور می کند.

بنا بر این هر اثر بی نظیری را به عنوان آیت نبوت ارائه دهد، اگر دروغگویی و رسوایی اش آشکار نیست بر خداست که او را رسوا کند.  پس معجزه صرف بی نظیری و کم نظیری نیست؛ بلکه ارائه اثر بی نظیر است به عنوان آیت نبوت از جانب کسی که دلیل و برهان آشکاری بر دروغگویی او موجود نباشد؛ بلکه همه نشانه ها راستگویی اش را تایید کند.

  اما اگر کسی مدعی نبوت نیست و در زمینه ای خلاقیت بی نظیری تا آن زمان و از آن به بعد (به فرض محال ) ارائه دهد، دلیلی ندارد که معجزه و کار خدایی به معنای معجزه بدانیم. بله هر کاری خدایی است؛ زیرا خدا به خالق و پدیدآورنده اش فهم و علم و توانایی داده و آیت و معجزه نیست.

 

سوم اینکه: تحدی قرآن فقط در زیبایی ادبی نیست. بلکه در بی اختلاف بودن، و حق بودن و هدایتگر بودن نیز هست.

 

 

شبهه دوم: برخی می گویند هر کس سبک ادبی خودش را دارد، پس عجیب نیست که نشود مثل کسی مطلبی بنویسند. پاسخ این افراد چیست؟

پاسخ  می دهیم:


گر چه هر اثری ویژگی های خود را دارد که ممکن است آن ویژگی در هیچ اثری دیگری یافت نشود؛ همچنان که آثار دیگر هم ویژگی هایی دارند که در این یافت نمی شود. ولی این مانع همانند آوری نمی شود.

  مثلا هر اثر معماری ویژگی یا ویژگی هایی دارد که در دیگر آثار نیست؛ ولی همان اثر با همه ویژگی هایش از جانب خبرگان در معماری یک نمره می گیرد که آثار دیگری ممکن است وجود داشته یا به وجود آید که همان نمره یا بیشتر از آن را بگیرد.

  در ادبیات هم ما میبینیم که بارها اشعاری شبیه به اشعار شعرای بزرگ ساخته شده است، و حتی در بین اشعار آنان قرار گرفته است! مثل اشعاری که به صورت الحاقی به شاهنامۀ فردوسی افزوده گردیده اند، که حتی قابل تشخیص نیست که کدامیک را فردوسی گفته است و کدامیک را افراد دیگر، و فقط با تطبیق نسخه ها و چک کردن با نسخه های قدیمیتر می توان این ابیات  و اشعار را شناسایی نمود.

  قرآن هم یک اثر معرفتی و علمی است با ویژگی های خاص خود که سخن شناسان و معرفت شناسان وقتی آن را ملاحظه می کنند، سطحی در غایت اوج را برای آن می یابند و هر اثر دیگری که به عنوان معارضه با آن ساخته شده را وقتی ملاحظه می کنند، فاصله آن را با قرآن حداقل، فاصله زمین تا آسمان می یابند.

  پس داشتن ویژگی، مانع تکرار می شود، ولی مانع همانند آوری یا بهتر آوری نمی شود؛ زیرا همانند با تکرار فرق دارد. همانند یعنی اثری که در آن سطح و دارای ویژگی هایی همسان با این باشد که نمره هر دو را هم سطح سازد بدون این که هر دو یکی باشند و هر کدام ویژگی خاص خود را دارد؛ اما با هم پهلو می زنند.

  ضمن اینکه باز هم یادآور می شویم، که تحدی قرآن، فقط در زیبایی ادبی نیست، بلکه در تمام ابعاد قرآن است: عدم اختلاف، هدایتگر بودن، حق بودن و...

 

 

شبهه سوم: شاید در آینده یک سوره مثل قرآن ساخته شود!

در پاسخ به این شبهه، عرض می کنیم که لازمۀ لطف و هدایتگری خداست، که اگر قرآن معجزه نبود و آوردن مثل آن ممکن بود، در همان زمان حضرت محمّد(ص)، دروغ بودن ادعای قرآن را ثابت نماید، و مانع از گمراهی میلیاردها انسان بگردد. انسانها برای شناخت نبوت یک پیامبر راهی بهتر از مشاهدۀ معجزه ندارند، و از این منظر، اگر مردمی معجزۀ دروغینی را دیدند که نتوانستند مثل آن بیاورند،، لازمۀ هدایتگری خداست که این دروغین بودن این معجزه را آشکار فرماید.




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo